عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
374
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
باز داد ، آن گه به مصطفى گفت ايشان گروهىاند كه برفتند ، و قومى كه گذشتند لَها ما كَسَبَتْ ايشانراست آنچه كردند ، و آنچه كردند خود را كردند ، كردهء خود ببردند . وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ و شما راست آنچه كنيد و كردهء خويش بريد ، شما را بنيكو كارى ايشان نه نوازند چنانك شما را از جرمهاى ايشان نپرسند ، و لفظ - امّت - را در قرآن وجوه مختلف گفتهاند : - اگر چه همه متقارباند و معانى همه بيك اصل باز مىگردد و آن اصل جماعت مردم . است كه بر چيزى گرد آيند . قال اللَّه تعالى كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً اى صنفا واحدا فى الضلال . جاى ديگر گفت إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ اى اصناف مثلكم ، يعنى كل صنف من الدّواب و الطير مثل بنى آدم فى المعرفة باللّه و طلب الغذاء و توقى المهالك و التماس الرزق . و شرح اين اصل كه گفتيم آنست كه در قرآن - امّت است بمعنى - حين - چنانك گفت تعالى و تقدس وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ اى بعد حين . و قال تعالى وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اى سنين معدودة ، و اصل آن جماعت مردماند كه در زمان و هنگام موجود بودند ، پس چون آن جماعة برسيدند و نماندند آن زمان كه در آن موجود بودند بنام ايشان باز خواندند . و همچنين در قرآن امت است بمعنى - امام - چنانك گفت إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً اى اماما يقتدى به الناس ، يعنى كه امام سبب اجتماع مردم بود كه بر او مردم جمع آيند و بر پى وى روند ، يا در وى خصال پسنديده چندان بود كه در يك امت باشد ، از اين جهت او را امت خواندند . و در قرآن امت است بمعنى - جماعت علما - چنانك گفت - وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ و امت است بمعنى - دين - چنانك گفت - إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ - و اين هم بر طريق مجاورت است يعنى كه خلق درو جمع شوند ، و مسلمانان را امت محمد به اين معنى گفتند كه در دين اسلام مجتمع شوند ، پس اصل اين كلمه جماعة مردم است و صنف ايشان چنانك در اول گفتيم . قوله تعالى : وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا - الآية . . . آن جهودان